سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
- آرزو؟
می خندم
به همه ی آرزو هایم
و
خواب
- خدایا
سهم آرزو های من
مال خودت
امشب را
آسوده باش
در صدایت
آنقدر مرهم داری
که
تنگ ترین دل را نیز
با سلامی
باز می کنی
«کاش
رفتن من پا داشت
می دوید»
«میدوید
چشم باز می کردم
می دیدم
نیستم»
میدانی؟
جای خالی نیست که پر شود
...
جای سوختگیست
که با نشستن
کسی
دردش زیاد تر می شود
- آدم وقتی بزرگ میشه
بیشتر غرق میشه
باید رژیم بگیرم
- پونه چند روز پیش می گفت خدا خوابیده
می گفت خدا از ما بنده هاش خسته شده.گرفته خوابیده
- خدا جونم.
پاشو
پاشو نخواب
زندگیمو داره آب میبره
من که زندگیمو روی آب نساخته بودم که
داره طوفان میاد
پاشو
- خدایا ...
واسطه فرستادم
رو سیاهم نکن
دستهامو به تو سپردم
سیاهم نکن
- خدایا ...
آه
آهم نکن
- یه بار خیلی سال پیش یه جا یکی گفت:
خدایا!
تو آنی
که تانی
تپانی
جهانی
تهِ
استکانی
وقتی شنیدم خندم گرفت.
...
- حالا میفهمم که چه جوری دنیا هارو قد یه ستکان میکنی

- حتما لازم بود بال هامو ازم بگیری؟
- مثل مرغی شدم که پر از شوق پروازه،اما بال هاشو چیدن تا از دیوار اسارتشون بالا نپره و نره .
- کاش بال هامو نیچیدی
بعد میدیدی که اگر هرجا پرواز میکردم ،باز هم میومدم همینجا.
کاش میذاشتی کبوتر جلدت باشم
- اینجا همه یه جوری نگام میکنن.
احساس میکنم هر لحظه یکی با یه پیاله آب میاد سراغم.
((آب نطلبیده همیشه هم مراد نیست،گاهی بهانه ایست تا قربانیت کنند))
- چرا هیچکس به بال هام افتخار نکرد؟
کسی ندید...
خدایا!
بال هامو کجا گذاشتی؟
- دلم داره پر میزنه خدا
نه
داره پر پر میزنه
پر پر
پر
پ...
دالان هزار توی ما
تاران و تار
در منظر همه ست
این متن نانوشته ی دیوارهای ما
پیدای این و آن و همه ست
باور کن که رسم نیست
تنها تمامی آغوش های ما ،تنها تمامی این یک بوسه ی غریب است
که رسوای عالم است
- یک لحظه هم نشد که ترکم کنی - ولی ...
باور کن این همه گویند :
"او رفته است ، او نمانده است"
***
من هیچ نفهمیده ام چطور !
تو اینجا ، تو در لحظه های من پری
در متن شعرهای من تنها نهان تویی
در رقص ساده ی ناسروده ها
هر کس رسید
گفت پیداست باز هم تویی
من هیچ درک نمی کنم
این واژه ها کجاست
این آن که نیستی
این آن که او نبود
او نخواست
این رمز واژه ها کجاست !؟
باور کنم ؟
باور نمی کنم
دالانِ هزار تویِ ما
پر از رازهای خوب و سر بجاست
نانوشته ها
پر از سادگی
این نانوشته ها
پر از بال های پروانگی ست
این نام او همین جاست
در رازهای ماست
در نیاهای ماست
من باور می کنم
آری
باز هنگام یک طلوع دل انگیز
پیدا کنم تو را
چشم های تو هنوز مهربان
چشم های تو هنوز خوب می شوند
خدا؟
...
عقابی پرید.
عقابی فقط دانه از دست خورشید چید.
عقابی دلش آسمان، بالش از باد،
به خاک و زمین تن نداد.
*
و گنجشک هر روز
همین جملهها را نوشت
وهی صفحه، صفحه
وهی سطر، سطر
چه خوش خط و خوانا نوشت
*
وهر روز دفتر مشق او را
معلم ورق زد
وهر روز هم گفت: آفرین
چه شاگرد خوبی، همین
*
ولی بچه گنجشک یک روز
با خودش فکر کرد:
برای من این آفرینها که بس نیست!
سوال من این است
چرا آسمان خالی افتاده آنجا
برای عقابی شدن
چرا هیچ کس نیست؟
*
چقدر از "عقابی پرید"
فقط رونویسی کنیم
چقدر آسمان، خط خطی
بال کاهی
چرا پرکشیدن فقط روی کاغذ
چرا نقطه هر روز با از سر خط
چرا...؟
برای پریدن از این صفحه ها
نیست راهی؟
*
و گنجشک کوچک پرید
به آن دورها
به آنجا که انگشت هر شاخه ای رو به اوست
به آن نورها
وهی دور و هی دور و هی دورتر
و از هر عقابی که گفتند مغرورتر
و گنجشک شد نقطه ای
نه در آخر جمله در دفتر این و آن
که بر صورت آسمان
میان دو ابروی رنگین کمان
عرفان نظرآهاری

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!
(قیصر امین پور)
هر وقت ،هر جا غمی باشد تو هم هستی
.
.
.
کلاغ بودن این حسن را دارد!